پنجشنبه ۱۹ نوامبر ۲۰۰۹

چرا ستاره اي متولد نمي شود

چرا ستاره اي متولد نمي شود؟

فوتبال براي زنده ماندن و پويا بودن نياز به ستاره دارد. فوتبال عليرغم گروهي بودن نياز به بازيكناني دارد كه درلحظات حساس كارهاي بزرگ انجام داده و تيمشان را نجات دهند. فوتبال به اين دليل در بين ساير ورزشها محبوب تر است كه تماشاچي براي ديدن ستاره ها شايق تر است و براي تماشاي او حاضر است هر كاري بكند.آري اين وجه تمايز اصلي اين ورزش با ورزشهاي ديگر است.
در تمام دنيا و در هر كشوري هستند ورزشها و ستارگاني به جز فوتبال و فوتباليست كه چهره هايي محبوب محسوب مي شوند و تماشاگران نيز براي تماشاي ايشان سر ودست مي شكنند؛ اما تنها ورزشي كه در تمام دنيا تقريبا تماشاچيان خود را دارد فوتبال است.نمونه اين ورزشها بسكتبال در امريكا، و كشتي در كشور عزيز مان ايران است.
نكته حايز اهميت اين است كه ورزشكاران ديگر رشته ها خود نيز به فوتبال علاقه مندند و نتايج تيم هاي محبوب خود را با علاقه دنبال مي كنند.بوريس بكرتنيسور آلماني، ميشاييل شوماخر راننده فرمول يك؛ نادال تنيسور اسپانيايي و فردين معصومي كشتي گير كشورمان از اين دسته اند.
چندي است مي شنويم چرا ديگر ستاره اي در فوتبال ايران متولد نمي شود و چرا مثلا كريم باقري با سي واندي سال در ليگ برتر ايران يك سر وگردن از بازيكناني كه بعضي از آنها هنگام شروع فوتبال كريم هنوز به دنيا نيامده بودند سرتر و برتراست؟
واقعيت اين است كه بازيكناني از جنس باقري در فوتبال و خصوصا در فوتبال ايران يك استثنا محسوب مي شوند ، براي پيدا كردن چرايي ماجرا لازم است نقبي به گذشته بزنيم.
كريم باقري؛ اينك در آخرين سالهاي دهه چهارم عمر خود همانطور بازي مي كند كه نگارنده او را در شانزده سالگي اش در تيم تراكتور و كلا فوتبال تبريز ديده بود.براي كريم باقري شدن بايد ديد او چگونه زندگي كرده كه مي تواند در اين سن پا به پاي جوان بدود و ازآنان پيشي بگيرد.كافي است نگاهي به رفتار او در زمين و بيرون از زمين بيندازيم. كريم باقري از اوان جواني در تمرين ها با جديت حضور مي يافت و با نظم وانضباط مثال زدني تمرين مي كرد، او جز معدود ورزشكاراني است كه در سن بيست سالگي تاهل اختيار كردو همواره پايبند به زندگي خانوادگي اش بوده است، هرگز فريفته شهرت نشد و به مسايلي كه اين روزها درورزش و خصوصا فوتبال راه پيدا كرده نشد. هرگز به همبازيان و مربيان بي احترامي نكرد، كسي به ياد ندارد او به بازيكن حريف توهين كرده باشد،در اردوهاي تيم ملي و تست هاي اوليه يك سر وگردن از ديگران بالاتر بود، كسي نمي تواند ادعا كند او بازيكن بي تعصبي است، هيچ كس منكر نقش فني او در تيمهايي كه حاضر بوده نيست و اين مي تواند چند دليل از دلايل پر شماردوام او ومحبوب بودنش در بين مربيان و بازيكنان ومديران و تماشاگران فوتبال ايران باشد.او در سن پايين نيز همانطور بازي مي كرد كه اكنون! و اين همه دليل اين است كه كريم در فوتبال به جز ماديات به دنبال لذت هاي شخصي نيز هست.
در اين زمان كه پول تمام ورزش علي الخصوص فوتبال را تحت الشعاع قرار داده و منتهاي آرزوي فوتباليست ايراني حضور در ليگ بي كيفيت امارات است نبايد توقع داشته باشيم ستارگاني مثل دايي، مهدوي كيا؛ خداداد، منصوريان،عابد زاده و...........متولد شوند.
در اينكه در دنياي امروز، ماديات نقش مهمي در زندگي انسانها دارد شكي نيست ؛ اما ورزشكاران بايد بدانند كه با رسيدن به پول و شهرت ماموريتشان پايان نمي يابد و اين تماشاگران كه در سرما وگرما براي تشويقشان به ورزشگاهها رفته اند توقع بسياري از انها دارند و الحق مي بايد توقعاتشان برآورده شود.
متاسفانه عده اي ازاين بازيكنان بعد از تمرين روزانه از استراحت كافي و تمركز لازم بهره مند نيستند و تا پاسي از شب با پرسه زدن در مكانهايي كه گاهي حتي در شان شهرونداني با سطح پايين فرهنگي نيست اوقاتشان را به بطالت مي گذرانند و فردا نيز با بدني خسته و روحي آزرده از اتفاقات روز وشب گذشته در تمرين حاضر و به اجبار تمرين مي كنند ونمونه بارز آن را نيز در همين اواخر شاهد بوديم كه چگونه ورزشكاري از عرش به فرش رسيد وبراي مدتي نيز محو شد و معلوم نيست در بازگشت آيا همان ادم قبلي خواهد بود يانه؟


ستاره شدن هر چند فرمول خاصي ندارد ؛ اما آداب و اصولي دارد كه براي رسيدن به ان جايگاه ورزشكار مي بايد آن را طي كرده و پايبند بماند.براي ورزشكار خوب بودن علي رغم داشتن استعداد ذاتي، ممارست و سلامت روح نيز لازم است، سالها پيش خبرنگاري از يكي از بازيكنان بارسلونا پرسيد:
آيا فكر نمي كنيد اين پولي كه براي بازي در بارسلونا دريافت كرده ايد خيلي زياد است؟
و آن بازيكن جواب داد شما فقط هنگام مسابقه و گاهي هم تمرين ما را مي بينيد غافل از آنكه يك بازيكن حرفه اي در بيست و چهار ساعت شبانه روز بايد مراقب خود و رفتار و كردارش باشد تا بتواند آنچه را مربي از او در زمين مي خواهد انجام دهد.
حال سئوال اينجاست كداميك از بازيكنان ما و تا چه اندازه به گفته اين بازيكن تمام حرفه اي عمل مي كنند كه توقع داريم ستاره اي نه در حد او كه همين كريم باقري خودمان متولد شود؟





فوتبال ايران و مسئله دوپينگ

قديمي ها مي گفتند؛ چوب را كه برداري گربه دزده فرار مي كنه!!
بنده خدا مجيد جلالي كه جامعه فوتبال ايران به صداقت و سلامتش شكي ندارند در پايان يكي از مسابقات به موضوع دوپينگ بازيكنان در فوتبال پرداخت و گفت :
در پايان يكي از مسابقات فوتبال بازيكنان تيم حريف بعد از بازي از هوش رفتند و به بيمارستان منتقل شدند و اين مي تواند نشانه دوپينگ باشد.
يكي دو بازيكن از تيمي كه آقا مجيد سابق بر اين در آنجا به فعاليت پرداخته بود از ايشان در مراجع غير فوتبالي شكايت كرده و حكم جلب او را گرفتند. اين بازيكنان كه اسمي هم از انان در صحبت هاي جلالي برده نشده حكايت همان موجوداتي را دارند كه در آغاز نام برديم.
در اين كه منظور آقا مجيد به ايشان بوده يانه حرفي نداريم ؛ اما چيزي كه دراين فوتبال واضح و مبرهن است ونيازي به توضيح اضافه اي ندارد اينست كه دوپينگ واقعا در اين ورزش وجود دارد و حتي خيلي از مربيان ما به اين امر معترفند .
محمد مايلي كهن هم يكي از مربيان معترض در اين خصوص بود، او حتي اعلام كرد ممكن است درتيم خودش"سايپا" نيز چنين بازيكناني وجود داشته باشند ، محمد مايلي كهن كه يكي از خاك خورده هاي اين فوتبال است اگر چه گاهي دچار تند روي هايي نيز مي شود ؛ اما بهتر از خيلي ها مي داند كه دور وبرش چه خبر است. اصولا اگر نظر او را نتوان به عنوان يك كارشناس فوتبال بررسي كرد ديگر چند نفر مانند مايلي كهن داريم كه هم سابقه او را داشته باشند، هم تحصيلات اورا و هم شجاعت و بي باكي اورا كه بتوانند سرنخ اين ماجرا را به دست ما بدهند تا با اين پديده شوم مبارزه كنيم.
از حرفهايي كه در اين دو هفته اخير در فوتبال كشورمان رد و بدل شد به راحتي مي توان فهميد دست هايي در كار است كه تا نگذارند آزمايش دو پينگ به تعداد كافي گرفته شود و حتي نمونه هاي گرفته شده را احتمالا به آزمايشگاه نمي فرستند تا مجبور به محروم كردن بازيكنان خاطي نباشند.
به هر حال براي پاك سازي محيط ورزش نياز به برنامه ريزي، هزينه ومديريت اصولي مي باشد؛ چيزي كه احتمالا اين روزها دركميته ضد دوپينگ به بوته فراموشي سپرده شده است.

سه‌شنبه ۱۷ نوامبر ۲۰۰۹

نمره بيست براي تواضع علي دوستي


سالهاست عادت كرده ايم حتي از مربياني كه تيمشان نتيجه نگرفته حرفهاي آنچناني بشنويم ؛ اما علي دوستي با تواضع مي گويد اگر شما خبرنگاران نبوديد ماهم نبودم ونمي توانستيم نتيجه بگيريم ،جداي از مسائل فني دوستي ثابت كرد كه انسان شريفي است كه به ديگران و شغلشان احترام مي گذارد، پاينده باشي و سرافراز مرد!!

پنجشنبه ۱۲ نوامبر ۲۰۰۹

نيم فصل زودهنگام فوتبال ايران



هفته شانزدهم ليگ وتعطيلات نيم فصل

با انجام بازيهاي هفته شانزدهم ليگ، تيم ها پيش از موعد به تعطيلات نيم فصل رفتند كه براي بعضي تيم ها مي تواند يك موقعيت خوب براي بازسازي باشد و براي ديگر تيم ها كه راه افتاده بودند و خوب نتيجه مي گرفتند شايد يك ترمز نا هنگام؛ به هر حال به اختصار به وضعيت تيم ها مي پردازيم:

قهرمان نيم فصل،سپاهان:
اين تيم كه با امير قلعه نويي بد شروع كرده بود آرام آرام به هماهنگي رسيد و در هفته پاياني چهار گل به پيكان زد و جايش را درصدر جدول حفظ كرد.امير قلعه نويي براي نيم فصل دوم كار سختي پيش رو دارد تيمهاي ديگر مي آيند كه او و سپاهانش را از صدر پايين بكشند، امير قلعه نويي هم مي داند كه مخالفاني دارد كه حتي با ترفند هاي غير فني مترصد پايين كشيدنش هستند.

نايب قهرمان نيم فصل، ذوب آهن:
ذوب آهن ، اين تيم خوب اصفهاني كه از ثبات كادر فني برخوردار بوده اين فصل را هم خوب شروع كرده است هرچند در ابتدا با فراز ونشيب همراه بود؛ اما اين از طبيعت فوتبال است و منصور ابراهيم زاده كه كمترين ريزش را درفصل نقل وانتقالات داشت در هقته آخر نيم فصل به مكان دوم صعود كرد تا همسايه هم شهري اش سپاهان شود. اين تيم و كادرمربيگري و بازيكنانش استحقاقشان بيش از اين است كه مي بينيم.ذوب آهن در آخرين بازي فلاد را يك بر صفر برد.

تيم سوم، استقلال:
آبي پوشان تهراني گويا تمام قدرتشان در اين هفته هاي اخير تحليل رفته است، تيمي با آن بضاعت و بازيهايي كه درابتداي فصل انجام مي داد، رفته رفته نتيجه هايي بدتر گرفته تا درپايان نيم فصل به مكان سوم نقل مكان كنند .نكته گفتني در مورد استقلال اين است كه با رفتن واعظ آشتياني به سازمان تربيت بدني اين تيم روز به روز افت كرده و از صدر فاصله گرفته است.آسيب ديدگي بازيكنان اين تيم كه بخش زيادي از تيم را تشكيل ي دهند مي تواند دليل ديگر براي اين وضعيت استقلال باشد.استقلال در هفته شانزدهم سه بر دو مغلوب راه آهن شد.

تيم چهارم، استيل آذين:
كهكشاني هاي فوتبال ايران در اولين فصل حضورشان در ليگ برتر بازيهاي نسبتا زيبايي را به نمايش گذاشته اند، استيل اذين جدا از چهارمي نيم فصل، نويد تولد يك مربي خوشفكر را در فوتبال ايران داد.حميد استيلي اگر بتواند استيل را در پايان ليگ جز سهميه هاي ايران در اسيا قرار دهد مي تواند از هم اكنون خود را براي سالها مالك صندلي هاي مربيگري تيم هاي ايراني بداند. استيل آذين در هفته شانزدهم در كرمان مس را با شش گل در هم كوبيد.

تيم پنجم، پرسپوليس:
از همان روز كه عباس انصاري فر خود سرانه و با خود كامگي اقدام به خريد بازيكن مي كرد معلوم بود تا زماني كه او در پرسپوليس باشد قرمزپوشان رنگ روزگار خوش را نخواهند ديد.در حال حاضر با امدن كاشاني به پرسپوليس ، قرمزها اگرچه نه با اقتدار ؛اما ارام آرام روند رو به رشدي را در پيش گرفته اند هر چند اقاي مدير عامل سابق هر از گاهي در نشريات ديگران را به بعضي مسايل متهم مي كند .قرمزها در هفته شانزدهم در تهران ابومسلم را با دوگل شكست داده و به مشهد فرستادند.

تيم ششم،پيكان قزوين:
ابتدا مايلم در خصوص تماشاگران قزويني مطلبي بنويسم،اهالي اين شهر بدانند كه فوتبال همين است كه مي بينند،آنها كه سالها در حسرت داشتن تيم درليگ برتر بودند با قوانين من درآوردي فدراسيون و سازمان تربيت بدني ميراث خوار ايران خودرو شده و پيكان را به قزوين برده اند بايد بدانند تيمهاي ديگر هم براي بردن به زمين مي آيند و شايسته نيست با يك باخت تمام زحمات حميد درخشان وبازيكنان را نديده گرفته و خواستار تغييرات در تيم شوند.به هر حال جايگاه ششم براي قزوين كه پيش ازاين با تيمهايي چون تولي پرس به زحمت در دسته اول ليگ بازي مي كردند مكان خوبي مي تواند باشد.پيكان در هفته شانزدهم چهار بر يك از سپاهان شكست خورد.

تيم هفتم، مقاومت سپاسي:
داوود مهابادي با مقاومت شيراز شروع خوبي داشتند.مقاومت كه امسال بعد از ساليان دراز زندگي بدون شاغلام را تجربه مي كند سكان هدايتش را به داود مهابادي سپرد وتا اينجاي كار هم احتمالا از اين اعتماد پشيمان نيست. هر چند در بعضي هفته ها مقاومت مي توانست بهتر نتيجه بگيرد اما به قول آقاي عنايت اشتباه داوري جزئي از فوتبال است.مقاومت در هفته شانزدهم با شاهين در بوشهر بدون گل مساوي كرد.

تيم هشتم،ملوان انزلي:
حكايت قوي سپيد خزرهمانند هواي گيلان همواره با ابر وباد وباران همراه بود، تيم محمد احمدزاده نوسان زيادي داشت؛ اما در هفته هاي پاياني نيم فصل به خود امده و به ميانه جدول رسيد.تماشاگران انزلي از اين تيم توقع بيشتري دارند هر چند اين فوتبال بي رحم مانع از ان مي شود كه انزلي چي ها همه نيروهاي خود را در انزلي حفظ كنند چنانچه بعد از سالها سازندگي يكي دو فصلي است كه ملوان نيز از بازيكنان خارجي استفاده مي كند ، كاري كه پيش ازاز آن دوري مي جستند و حتي از خارج از استانشان بازيكن نمي گرفتند به هر حال درفوتبال حرفه اي اين مسايل بديهي است.ملوان در هفته شانزدهم صبا را درقم يك بر صفر شكست داد.

تيم نهم، تراكتور سازي تبريز:
همه چيز اين تيم گفتني است، از مديرگرفته تا مربي و حتي بازيكن و بالاخص تماشاچيانش!! تبريزيها كه ساليان درازي در سطح اول ليگ نماينده اي نداشتند و از بدو شروع ليگ برتر هرگز تيمي را در اين ليگ به ميدان نفرستاده بودند ، امسال با درايت ناصر شفق و مربيگري جوان ترين مربي ليگ تنور اين مسابقات را با حضور پر شمار شان حتي در شهرهاي ديگر گرم كرده اند.جدا از مسايل حاشيه اي بايد به فراز كمالوند به عنوان كسي كه اولين حضورش را به عنوان سرمربي در ليگ پشت سر مي گذارد تبريك بگوييم.كمالوند بايد كمي در رفتارش با حريفان و بازيكنان خودي تجديد نظر كند كه در غير اين صورت اولين كسي كه متضرر خواهد شد خود اوست.تراكتور درهفته شانزدهم در اهواز سه بر دو استقلال اهواز را شكست داد.

تيم دهم،استقلال اهواز:
اين تيم با خداداد عزيزي شروع كرد، خداداد تيم نسبتا خوبي براي اهوازي ها بست؛ اما عمر مربيگري اش در اهواز كوتاه بود و با استعفا از اين تيم رفت تا تيم خوبش در ادامه با عبدالمجيد باقري نيا نتايج خوبي بگيرد. درمورد استقلال اهواز حاشيه هاي زيادي مطرح شد كه البته نه در مورد اين تيم كه به قرار اطلاع در كل اين فوتبال متاسفانه واقعيت دارد و ظاهرا متوليانش نيز اصرار زياد به نظارت ندارند به هر حال آبيهاي اهوازي هفته شانزدهم را درخانه با نتيجه سه بر دو به تراكتور باختند.

تيم يازدهم،صباي قم:
پيش از اين نيز در مورد محمد حسن ضيايي در جاهاي مختلف نوشته ام، او سالها دراين فوتبال حضور دارد، با اينكه تيم هايش معمولا شق القمر نمي كنند اما باز هم مديران به او اعتماد كرده سكان هدايت تيمشان را به او مي سپارند.چيزي كه در مورد ضيايي جالب است اينكه او معمولا مقابل تيمهاي بزرگ مفت باز نيست و حريف چغري به حساب مي آيد ؛ اما براي كار مربيگري فاكتورهاي ديگري نيز نياز است كه احتمالا ضيايي به انها بها نمي دهد به هر حال شنيده ها حكايت از تحولاتي روي نيمكت صباي قم دارد .صبا هفته شانزدهم را يك بر صفر درخانه به ملوان واگذار كرد.

تيم دوازدهم،مس كرمان:
يك شهر، يك تيم و يك مربي؛ پرويز مظلومي ميتوانست مس كرمان را امسال درحد يك مدعي مطرح كند؛اما افسوس به نظر مي رسد دست هايي وجود داشت كه شايد حتي مي خواست ريشه مس كرمان را از جا بكند.به هر ترتيب مس از جمله تيمهايي است كه تعطيلات نيم فصل را نبايد به بطالت بگذراند .اين تيم نماينده ايران در اسيا هم هست بنابر اين مسولان صنعت مس و استان كرمان بايد به داد اين تيم برسند وبراي نيم فصل دوم خواسته هاي مظلومي را برآورده كنند تا مانند باخت هفته شانزدهم تماشاگران در حمايت از پرويز مظلومي شعار ندهند و آنها را شرمنده نكنند.تماشاچيان ما رفته رفته به خيلي از مسايل اشراف پيدا مي كنند.
مس در هفته شانزدهم بدترين بازي فصلش را انجام داد و در كرمان به استيل آذين شش بر دو باخت.

تيم سيزدهم،راه آهن :
تيم راه آهن در ليگ امسال با مربيگري برندتس هلندي هفته هاي پر فراز ونشيبي را سپري كرد.محمد حسن انصاري فر كه ثابت كرده است به خارجي ها خصوصا هلندي ها علاقه زيادي دارد با صرف هزينه هاي فراوان راه اهن را در مكاني قرار داد كه شايد با اعتماد به داوود مهابادي كه خود او دروازه مربيگري را به رويش گشود مي توانست كسب كند.به هر حال جايگاه سيزدهم مكان مطمئني براي راه آهن و انصاري فر نيست هرچند در هفته شانزده استقلال را سه بر دو شكست داده باشند.

تيم چهاردهم،سايپاي كرج:
اين محمد مايلي كهن با سالها حضور در فوتبال باشگاهي ايران هنوز نتوانسته طعم قهرماني را بچشد. نه اينكه مربي كوچكي باشد و يا كارش را بلد نباشد؛ اتفاقا او يكي از مربيان با شهامت و پر دل وجرات اين ورزش است؛ اما گاهي اوقات بدجوري وارد حاشيه مي شود و از اصل ماجرا كه تيمش باشد به كلي غافل مي شود.در اين فصل سايپا با مربيگري حاجي مايلي نتايج نا اميد كننده اي را گرفت.مديران سايپا تا اينجا خيلي به مايلي كهن امكان داده اند تا تيم را به پيروزي رهنمون كند ؛ اما ممكن است در آينده اتفاقات جديدي بيفتد به هر حال سايپا در هفته شانزدهم با نتيجه سه بر يك به پاس باخت تا مدير روستا نفس راحتي بكشد.

تيم پانزدهم،شاهين بوشهر:
تيم شاهين بوشهر دومين باري است كه به سطح اول ليگ مي رسد . اولين بار زمان رياست امير عابديني در فدراسيون بود كه با طرح من درآوردي او ليگ دو پاره با بيست تيم برگزار شد و شاهين جز يكي از تيمها بود كه در پايان نيز سقوط كرد.امسال اما شرايط كمي متفاوت است، شاهين با تلاش و زحمت بازيكنان و مربيانش به ليگ آمد.اين تيم در هفته هاي اول با حميد كللي فرد كه در ليگ ليك نيز مربي اين تيم بود شروع كرد اما نتايج بد شاهين باعث بركناري كللي فرد شد تا محمود ياوري كارآزموده جايگزين اوشود.شاهين در هفته شانزدهم در برابر مقاومت به تساوي بدون گل رسيد.

تيم شانزدهم،پاس همدان:
تركيب حاج كاظم اوليايي، منصور پورحيدري و عليرضا منصوريان نتوانست پاس همدان را به نتيجه دلخواه برساند براي همين اين سه نفر كنار گذاشته شده و سردار ملاحي و اصغر مدير روستا جايگزين شدند.با آمدن مدير روستا يكي دو نتيجه نسبتا خوب براي پاس رقم خورد؛ اما طرفداران پاس همدان در خصوص اوليايي و كادرش زود قضاوت كردند، همداني ها يادشان باشد اين تيم با همت اوليايي وپورحيدري در همدان احيا شد و گرنه درهمان سال اول نيز مي توانست كانديد سقوط باشد .به هر ترتيب پاس در هفته شانزدهم سومين پيروزي را بانتيجه سه بريك دربرابر سايپا كسب كرد.

تيم هفدهم، فولاد اهواز:
براي مجيد جلالي و فولاد اهواز مكان ماقبل آخر جدول جايگاه مناسبي نيست.آقا مجيد كه به كارش ايمان دارد بايد تا دير نشده نسخه اي قابل اجرا بپيچد تا تيمش را از اين اوضاع نجات دهد . درست در زماني كه فولاد مي رفت راه بيفتد اتفاقاتي در اهواز افتاد كه هم فولاد و هم آبي هاي اهواز متضرر شدند.در خوزستان بايد كسي پيدا شود كه دوباره مديران و مربيان اين دوتيم را متحد كند ، كاري را كه صخراوي انجام داد نبايد ناتمام رها كرد اين حركات بايد تداوم داشته باشد.فولاد در هفته آخر نيم فصل يك بر صفر مغل.ب ذوب آهن شد.
تيم هجدهم، ابومسلم مشهد:
حقيقتا در مورد اين تيم نياز به گفتن چيزي نيست، استاني پهناور با دارا بودن صنايع بي شمار از ساپورت يك تيم كه سالهاست آبروي فوتبال اين استان بوده عاجز است.اين تيم بيش از هر چيز نياز به پول دارد و اينكه آدمهايي كه خود را مالك اين تيم مي دانند دست از سر اين تيم بردارند . احتمالا يكي از سقوط كنندگان حتمي اين فصل مشكي پوشان مشهدي هستند.ابومسلم درهفته شانزدهم با نتيجه دو بر يك به پيروزي باخت.







كيفيت فوتبال را فداي كميت نكنيد لطفا


سازمان ليگ، كيفيت را فداي كميت نكند!

سالها بود كه فوتبال ايران به صورت هرج ومرج برنامه ريزي و اجرا ميشد، اگرمديري به ساعت يا تاريخ برگزاري مسابقات اعتراض مي كرد فوري دلش را به دست مي اوردند و آن طور عمل مي كردند كه او مي خواست.
مسابقات امسال ليگ تقريبا بدون تاخير و لغو برگزار شده است، اما چيزي كه در اين ليگ خيلي توي ذوق مي زند، برگزاري مسابقات در فاصله هاي چهار روزه است . براي بازيكنان ما كه اصولي تمرين نمي كنند و به فوتبال حرفه اي فقط به چشم يك عابر بانك كه نياز مادي شان را برطرف مي كند مي نگرند اين فاصله زماني باعث پايين آمدن كيفيت بازي شان مي شود.
در بعضي از مسابقات كيفيت ليگ از كيفيت مسابقات دسته اول نيز پايين تر مي آيد و اين مي تواند ناشي از سفرهاي متوالي باشد و تغييرات آب وهوايي كه مربيان وبازيكنان با ان دست به گريبان هستند.
مسئولان سازمان ليگ و در راس انها سردار عزيز محمدي بايد بدانند ، با توجيه اينكه مسابقات مهمي را براي تيم ملي در پيش داريم؛ نبايد باشگاهها را تحت فشار قرار دهند.
اين فشردگي مسابقات در آسيب ديدگي هاي بازيكنان و افت كيفي بازيها تاثير مستقيم دارد و در آينده نيز مي تواند گريبان تيم ملي را بگيرد پس تا دير نشده براي فصل آينده طرحي نو دراندازيد تا هم تماشاگران مجبور نباشند بازيها را وسط هفته تماشا كنند و هم تيم ها بتوانند با برنامه ريزي بهتري در مسابقات حاضر شوند.

شنبه ۷ نوامبر ۲۰۰۹

دوتكه حرف گفتني!

بازيكن سالاري موقوف

امروزه ورزش فوتبال به پديده اي پيچيده تبديل شده است و هر لحظه با چالش هاي زياد در بيرون و درون ميدان روبروست. يك تيم فوتبال خوب همانطور كه در داخل زمين نيازمند استراتژي براي بردن حريفان است دربيرون از زمين نيز بايد تيمي همدل متشكل ازبازيكنان ذخيره و مديريت صحيح داشته باشد.
درفوتبال ايران هراز چند گاهي با اخباري مواجه هستيم كه بازيكني به خود اجازه مي دهد پا را از حدود خويش فراتر نهاده و باعث بروز مشكلاتي براي خود وديگران شود.
بازيكنان ما كه حال به شكرانه حرفه اي شدن فوتبال در ايران پولهاي‌آنچناني مي گيرند بايد بدانند كه وظيفه يك بازيكن در درجه اول تمرين است واين مربيست كه تشخيص مي دهد ، كي ، كجا و از چه بازيكني استفاده كند.
صرف اينكه من بازيكن بزرگي بوده ام و طاقت نيمكت نشيني ندارم دليل موجهي نيست تا بازيكنان به خود اجازه دهند به مربي، تماشاگر و همبازيان خود توهين كنند وبعد از چند روز با گفتن اشتباه كردم، عصباني بودم ويا حرفهايي از اين دست دوباره به تيم برگردند و اين شعله را همچنان در دلشان گرم نگه دارند و يا احتمالا آن را تبديل به آتش زير خاكستر كنند و مشكلات ديگري را موجب شوند.
سالهاست ورزش ايران وخصوصا فوتبال با پديده زشت بازيكن سالاري دست به گريبان است هر چند، گاهي حركت هايي انجام شد؛ اما هميشه اين حركت نيمه تمام باقي مانده و بعد از مدتي به بوته فراموشي سپرده مي شود.
اميد است باشگاههاي ايراني فكري به حال رفتار بازيكنان خود كنند تا در مواقع حساس فصل عده اي از اين بازيكنان يادشان باشد حقوق هايي مي گيرند كه در پاره اي اوقات بيشتر از درآمد تمام عمر يك متخصص است و نبايد با احساسات تماشاگرانشان بازي كنند و اصولا اين حقوق ها براي اين به آنها داده مي شوند كه تماشاگر براي ديدن بازي آنها بيايد ونه قهر وناز و حاشيه سازي هايشان!!



****************************************

مديريت در باشگاههاي ايراني

در اين فوتبال نيم بند ما، گاهي انسان به عقل وشعور خود شك مي كند.در ابتداي فصل مديري مي آيد بدون توجه به خواسته هاي فني تيم بازيكن جذب مي كند و در پاسخ منتقدان كه آيا فكر نمي كنيد براي تيم بدون سرمربي شما اين بازيكنان موجب به هم ريختگي خواهند شد؟
ايشان در پاسخ مي فرمايند :من در اين فوتبال اينقدرآبديده شده ام كه نيازي به حضور سرمربي براي يارگيري ندارم و بعد از يارگيري سرمربي را نيز به خدمت مي گيريم.
نتيجه اين مي شود كه در اواسط نيم فصل اول با همان سرمربي به مشكل مي خورند و باقي قضايا!! و مسئولين بالاتر براي اينكه به مشكلات بعدي دچار نشوند ، كس ديگري را كه تجربه خوبي از مديريت در همان پست را داشته مي آورند و از اينجا داستان ما هم شروع مي شود.
آقاي مدير قبلي برعليه مدير جديد شروع به مصاحبه مي كند و خود را از هر گونه اتهام مبرا مي كند در حاليكه با يك حساب سر انگشتي هم مي توان فهميد كه حرف راست كدام است و دروغ چيست؟ مدير جديد را به خيلي از مسائل متهم مي كند و مدير جديد هم كه به هر حال آدم است ناچار به جوابگويي مي شود كه اين مورد خود باعث مشغوليات جديدي مي شود كه شايد باعث هدر رفتن انرژي مدير ان نيز شود.
اينكه به عقل خود شك مي كنم از اين قرار است كه اصولا چرا ما هميشه براي خدمت كردن به خلق الله داوطلبيم؟ اصلا چرا ما هميشه براي اينكه كار مردم را راه بيندازيم سر ودست مي شكنيم ؟ آيا غير از اين است كه در اين راه انداختن كار مردم، سود هايي هست كه هر آدمي را قلقلك مي دهد ؟
براي ان آقاي محترم مي نويسم كه امروزه مديريت، با جار وجنجال و به راه انداختن نمايشهايي از جمله افتتاح بيمارستان خصوصي براي باشگاه در حاليكه بازيكنان اين تيم براي رسيدن به زمين تمريني اجاره اي شان از نردبان بالا مي روندممكن نيست ، به تور انداختن بازيكناني كه براي تيمهاي ديگر مفيد اما شايد براي هر تيمي مفيد نباشند ،هم نيست.
مديريت امروزه علمي است كه بايد مديران براي رسيدن به آن وقت بگذارند و به طريقي عمل كنند كه ديگران از به كار بستنشان به نتايج مطلوب رسيده اند.

چهارشنبه ۴ نوامبر ۲۰۰۹

شوخي با چند تيتر ورزشي


شوخي با چند تيتر ورزشي:
فولاد بحراني چشم انتظار پيروزي.
--انتظارشون زياد طولاني نشد!
پاس با مدير روستا متحول شده است.
--معلومه!!
ركورد ملوان شكسته ميشود؟؟
--ببين مي توني چشمش بزني، داره يواش يواش مي بره ها!
ملاحي هنوز اميدوار است.
--اميد چيز خوبيه ، اميدوار باش.
به را آهن اميدوارم.
-- اميدت نا اميد نشه ، جوون هلندي!
سكوت سايپا در برابر شايعه دو پينگ و آنفولانزا.
--سكوت كه نبود سقوط بود.
شوك به مشهدي ها مفيد نبود
--والله اين تيم كه من ديدم با پرت شدن از برج ميلاد هم از شوك در نمي آد.
هم چيز مهياي يك بازي تكنيكي!
--بابا تكنيك،يه خورده اين برزيلي ها رو تحويل بگيريد.
قلعه نويي : خوب نبوديم اما برديم.
--اين شكسته نفسيت منو كشته.
عنايت:مرادي بهترين داور ايران است.
-- وشماهم بهترين فرد براي رياست كميته داوران.
كف گرگي شيث را هم ديدند به جز مرادي.
--آخه شيث گفته براي محافظت از مرادي بوده.
علي كريمي:آقاي فردوسي پور من با اسب به سفر مي روم.
--اسب قرمز با مارك بي ام و.
علي كريمي:سور پرايزم اين بود كه به پرسپوليس گل نزدم.
--اگه گل مي زدي كه مرادي به جاي اخراج، اعدامت مي كرد.
شيث رضايي: دعوا نكردم محافظ مرادي بودم.
--بابا محافظ ، بابا بادي گارد، بابا آخر هيكل يه رحم به بقيه كن.
اولين صعود نوجوانان فوتبال ايران در جام جهاني.
--همينكه برسند فرودگاه امام خميني مي فرستنشون تبعيد تا ديگه چنين اشتباهي نكنن.
قلعه نويي و واعظ آشتياني به منصوريان پيشنهاد داده بودند.
--ببين داش علي بيا پيش خودم تا دوتايي حال طرف رو بگيريم.
كرانچار:دستم دراين بازي خالي بود.
--مگه مي خواستي يه قل دو قل بازي كني؟
كاشاني: نمي توانم كرانچار را بركنار كنم.
--مي تواني، بگو پولشو ندارم!

دوشنبه ۲ نوامبر ۲۰۰۹

تيم ملي سرافراز نوجوانان فوتبال ايران در جام جهاني

تيم ملي فوتبال نوجوانان ايران آبروي همه فوتبال ايران را يك جا خريد

در حاليكه فوتبال ايران چند سالي در حال در جا زدن و شايد عقب گرد كردن است، تيم ملي فوتبال نوجوانان غيرتمند ايران با مربيگري علي دوستي مهر و بازيكناني غيور و با اراده باعث سرافرازي كشورمان در مسابقات جهاني شده اند.
اين تيم كه در دو بازي اول خود در مقابل كلمبيا و زامبيا يك برد و يك تساوي را در كارنامه داشت مقابل هلند كه نايب قهرماني قاره سبز را با خود يدك مي كشيد با نتيجه يك بر صفر به پيروزي رسيد تا به عنوان تيم اول گروه به مرحله بعد صعود كند .
در اين مرحله تيم ايران مي بايد به مصاف اروگوئه برود(اين يادداشت قبل از اين بازي نوشته مي شود) جداي هر نتيجه اي كه دراين مسابقه حاصل گردد ، نوجوانان ايران ثابت كردند كه فعل خواستن را به خوبي صرف مي كنند، بر مسئولين و بزرگان فوتبال واجب است تا با تزريق روحيه چه هم اكنون كه اين تيم در متن مسابقات حضور دارد و حتي بعد از برگشت اين تيم با هر نتيجه اي كه حاصل گردد موجبات رشد وترقي اين بازيكنان و در نتيجه فوتبال ملي و باشگاهي ايران را فراهم كنند .مسئولان و مديران باشگاههاي ايراني يادشان باشد كه سالها با مربيان رنگ و وارنگ خارجي هم نتوانسته ايم در چنين مياديني بدرخشيم ، حال كه يك مربي وطني با امكاناتي احتمالا كمتر از مربيان خارجي اسباب سرافرازيمان را فراهم مي آورد قدر او وكساني مانند او را بدانيم و اهميت بيشتري به آنان بدهيم تا محصول اين توجه را با كشف و پرورش بازيكناني از سراسر ايران برداشت كنيم.

سه‌شنبه ۲۷ اکتبر ۲۰۰۹

تيم ملي فوتبال نوجوانان ايران


خود را باور كنيم

سالهاست كه دررده هاي پايه ورزش فوتبال(نوجوانان، جوانان واميد) درجا زده ايم ؛ دراين سالها گاه با مربيان گرانقيمت خارجي نيز راهي به مسابقاتي نظير المپيك نبرده ايم .
اتفاق شيرين يكي دو سال اخير، حضور موفق تيم ملي نوجوانان ايران درمسابفات آسيا وقهرماني قاره كهن و سپس حضور در مسابقات قهرماني جهان است كه در گام اول نيز قهرمان آفريقا را با نتيجه خوب دو بر صفر مغلوب كرده ايم؛آنچه حايز اهميت است، اينست كه اين تيم را يك مربي خوب و با سابقه ايراني كه سالهاست در رده هاي پايه جز مربيان موفق بوده و اصولا يك مربي سازنده است، رهبري مي كند.
"علي دوستي مهر" نمونه يك مربي كم ادعا والبته موفق از نسل مربيان ايراني است كه هميشه مورد كم لطفي قرار گرفته اند ، صرف نظراز نتيجه اي كه در ادامه راه خواهيم گرفت بايد بدانيم كه ايراني استعداد بالايي دارد و اين ميتواند در همه زمينه ها از جمله در ورزش هم مصداق داشته باشد ، بايد خودمان را باور كنيم و دل به داشته هاي خودمان داشته باشيم و از آن به بهترين نحو ممكن استفاده كنيم.
دراين كشور كساني مثل علي دوستي كم نيستند، اينان در واقع الماس هاي تراش نخورده اي هستند كه مي طلبد مسئولين امر كه در اينجا فدراسيون وسازمان ورزش هستند با شناسايي اين افراد آنان را به كلاسهاي معتبر فرستاده و در بازگشت از آنان در مناصب مختلف استفاده كرده و نتيجه اش را در مدت زمان كوتاهي ببينند .
اميدواريم تيم ملي نوجوانان ايران با مربي كاربلدش در ادامه كاري كنند كه فدراسيون نشين ها و باشگاههاي ما چاره اي جز اعتماد بيشتر به مربيان وطني نداشته باشند.

سه‌شنبه ۱۳ اکتبر ۲۰۰۹

..و صدر نشين هم باخت!

ليگ فوتبال آرام آرام در حال جذاب شدن است ؛ اين هفته بازيها غير قابل پيش بيني بود آنجا كه استقلال پر افاده وقتي دو گل به برادران اهوازي خود مي زند چنان با دماغ پر باد به بازي ادامه مي دهد كه تيم ته جدولي استقلال اهواز با زدن سه گل به شاگردان صمد مرفاوي به آنان مي آموزد كه فوتبال نود دقيقه است و نبايد حتي ثانيه اي از ان را از دست داد، چنانچه مربي تيم برنده"مجيد باقري نيا " مي گويد :
من فكر نمي كردم بتوانيم استقلال را ببريم.
شاگردان مرفاوي فكر مي كردند كه چون تيم حريف در انتهاي جدول حضور دارد بنابر اين مي توانند با گلهاي فراوان اين تيم را بدرقه كرده و در اسمانها سير كنند .اين باخت مي تواند شمشير دودمي براي استقلال باشد از سويي مي تواند استقلال را وارد بحران كرده و يا اينكه شوكي باشد براي كادر فني و بازيكنان اين تيم كه تيمهاي ديگر را دست كم نگيرند.
پرسپوليس هم اين روزها با امدن كاشاني متحول شده ، اين تيم آرام آرام در حال تبديل شدن به يك چهره مدعي است.در اهواز سواي بازي خوب فولاد ، پرسپوليس با انگيزه هاي شخصي مجيد جلالي نيز روبرو بود؛ آقا معلم كلا با حضور مربيان خارجي مخالف است براي همين با توجه به اتفاقات دو سه فصل پيش او با پرسپوليس، حاضر نبود به هيچ قيمتي اين بازي را ببازد.
ملوان هم با زدن سه گل به تيم" پر از مدير" ابو مسلم مشهد سر وساماني به اوضاع خود داد، تيم پيكان هم با درخشان در مقابل پاس و مدير روستا مساوي كرد تا استقلال همچنان در صدربماند. علي كريمي بار ديگر به داد استيل آذين و استيلي رسيد تا بازي دو بر صفر باخته را در برابر سايپا مساوي كنند ، استيل آذين با اين همه بضاعت بايد فكري به حال خود كند.مقاومت با داود مهابادي به مصاف مس كرمان رفت و درپايان به نتيجه يك بريك رضايت داد ، اين مقاومت بايد قدر مربي جوانش را بداند كه ميداند؛ اما امكانات بهتري نيز بايد به او بدهد تا در پايان ليگ ثمراتش را ببيند.
راه آهن و مربي هلندي اش مغلوب صبا شد تا اين هفته براي محمد حسن انصاري فرتبديل به كابوس بركناري شود هر چند او به صندلي اش خيلي اميدوار است.
سپاهان با قلعه نويي به ديدار تراكتور و مربي جوانش كه در برنامه نود مدعي "سي ميليون" طرفدار مي شود رفت و در پايان سه بر يك به پيروزي رسيد ، كمالوند هر چند شاگرد فيروز كريمي است؛اما بايد بداند با شلوغ كاري بعد از باخت نمي تواند نتيجه تيمش را لا پوشاني كند ، من به عنوان حامي مربيان ايراني "از نوع جوانش" از كمالوند مي خواهم بيش از اين به تيمش و تاكتيك هاي تيمي اش اهميت داده و وقت بگذارد.
جدال شاهين بندري با مربي اصفهاني اش و ذوب آهن نتيجه اي بهتر از يك بر يك در بر نداشت ؛ آينده نشان خواهد داد سرهنگ توانسته تاثيري در اين تيم بندري بگذارد يا اينكه عده اي سر راه" كللي فر" مانع ايجاد كرده بودند تا به زمينش بزنند.

چهارشنبه ۷ اکتبر ۲۰۰۹

استقلال صدرنشين جديد ليگ برتر

بعد از هفته ها رقابت شانه به شانه جدي ترين رقيب استقلال باخت تا آبي هاي تهراني با يك برد خفيف والبته ارزشمند به صدر جدول برسند ، تيم حميد درخشان بد جايي قافيه را باخت ، در هفته اي كه استقلال مي توانست بازنده هم باشد با يك بازي متفكرانه به مربيگري عبدالصمد مرفاوي كه رد پاي تفكرات اريش روته مولر هم در آن ديده مي شد در كرمان مس را كيش ومات كرد تا خوشبخت شود.
پرسپوليس ديگر بزرگ تهراني نيز ديروز مقاومت سپاسي را از جلوي راه برداشت تا اين بار نيز بازگشت حبيب كاشاني اين تيم را درجاده خوشبختي قرار دهد. معلوم نشد اين مدير موفق چرا از راس تيم پرسپوليس برداشته شد و قرمزها از خدماتش محروم شدند اين سئوال مانند هزاران سئوال ديگر احتمالا هرگز پاسخ داده نخواهد شد در هر حال اين هفته براي تهران نشينان هفته خوبي بود چون راه آهن نيز در همدان از سد پاس گذشت تا داش علي منصوريان نيز استعفا داده و براي هميشه به تهران برگردد.تيم هاي اصفهاني ذوب آهن وسپاهان نيز مساوي كردند تا امتيازات را تقسيم كنند .

نكته:
هر چند خيلي به مربيان جوان ايراني اميدوارم ؛ اما از حق نگذريم صمد مرفاوي مربي خوشبختي است كه كنار دستش يك مربي بزرگ و يكي از بزرگترين تئوريسين هاي دنيا به عنوان كمك مي نشيند، جالب تر اين جاست كه حكم صمد را به عنوان يك مربي حرفه اي روته مولر امضا خواهد كرد ، او بايد تا مي تواند اين پير مرد آلماني را تخليه اطلاعاتي كند تا در ساليان آينده براي فوتبال استقلال وايران خرج كند.